نه گفتن به خواسته های کودکان

اتاق خواب یا مغازه اسباب بازی فروشی؟

وارد اتاق خوابش که می‌شوی تا چشم کار می‌کند، عروسک و ماشین و توپ و تفنگ است، اتاق‌ به اسباب بازی فروشی بیشتر شبیه است،

مادرش هر ماه تعدادی اسباب بازی را که شاید ی بار بیشتر در دست نگرفته دور از چشم به کودک سرایدار می‌دهد یا دم در می‌گذارد تا غریبه‌ها ببرند. در حالی که اتاق از وجود انواع اسباب بازی در مرز انفجار قرار دارد، با آمدن هر نوع جدید اسباب‌بازی باید خریداری شود. حتی اگر هیچ وقت به کار نیاید!

از امیرحسین سه ساله می‌گوییم، از یک خانواده در طبقه نسبتا متوسط اقتصادی که مادر، معاون بانک است و پدر دندانپزشک، از اتاقی به مساحت۱۵متر که از انواع اسباب بازی و لوازم التحریر لبریز است، اما خرید برای این کودک، هیچ حد و مرزی ندارد. چرا که نه پدر و نه مادر هیچ‌کدام مهارت «نه» گفتن به خواسته‌های فرزند را در خود نمی‌بینند.

معمولا آنقدر که از والدین سختگیر و تنبیه بدنی می‌شنویم و از آن انتقاد می‌کنیم، از پدرها و مادرهای منعطف در برابر خواسته‌های فرزندان نمی‌گوییم در حالی که این دو شیوه رفتار با کودکان، دو روی سکه واحدی هستند که هر یک پیامدهای خاص خود را دارند. اگر والدین سختگیر که در برابر رفتار خطای فرزندان دست به تنبیه و عتاب و خطاب می‌زنند، کودک را گوشه‌گیر و ترسو بار می‌آورند، از آن طرف والدین بله قربان‌گو و منعطف منجر به بروز رفتارهای زیاده‌خواهانه در کودکان خواهند شد؛ کودکانی که هیچ‌گاه از والدین «نه» نشنیده‌اند و در برابر شنیدن سخن مخالف خود بسیار شکننده‌اند

9852301

به گفته برخی روانشناسان حوزه کودک و نوجوان، درخواست فرزندان بر اساس میل و نیاز آنهاست اما در برخی مواقع برآورده کردن این میل و نیاز، ممکن است به مصلحت نباشد. به نوشته آنان در مقالات تخصصی روانشناسی، ارضای خواسته‌ها و نیازها باید به‌گونه‌ای باشد که راه را برای رشد شخصیت فرد باز کند.

یعنی اگر همیشه همه خواسته‌های کودک و نوجوان، بدون کوچک‌ترین مانعی برآورده شود، آن گاه از وضعیت موجود احساس رضایت کرده و هیچ تلاشی برای بهبود شرایط دشوار انجام نمی‌دهد، چون پیدایش نیازها و خواسته‌های تازه محرکی برای حرکت رو به جلو است و نتیجه این رفتار والدین این است که او خودخواه بار می‌آید. بنابراین ما در حالی که نیاز فرزندان خود را برآورده می‌کنیم، باید آنها را آماده کنیم که از لحاظ شخصیتی، اجتماعی و روانی به پله‌های بالاتری دست پیدا کنند.

برای این کار لازم است اولا خواسته‌های معقول ارضا شود؛ چرا که محرومیت و ناکامی در دستیابی به خواسته‌ها، شخص را در آینده از لحاظ شخصیتی و زندگی فردی با مشکل مواجه می‌کند. دوم این‌که‌ پاسخگویی به این خواسته‌ها باید نسبی باشد. پاسخ دادن نسبی به خواسته‌ها روحیه صبر و افزایش تحمل را برای کودک به دنبال دارد و مهارت‌های تلاش برای به‌دست آوردن‌ بیشتر را در او تقویت می‌کند.

اگر همیشه همه خواسته‌های ما بدون کوچک‌ترین مانعی برآورده شود، آن‌گاه از وضعیت موجود احساس رضایت کرده و هیچ تلاشی برای بهبود شرایطی که در آن هستیم انجام نمی‌دهیم و به دنبال پیشرفت نخواهیم بود.این همان چیزی است که روان‌شناسان به آن «ناکامی بهینه» می‌گویند. در برخی موارد واقعا صلاح نیست به نیازهای فرزندان‌مان پاسخ دهیم.

بچه‌ام عقده‌ای می‌شود!

می‌گوید دوره و زمانه عوض شده، دیگر نمی‌شود بچه‌ها را از آنچه می‌خواهند محروم کرد. او خودش را به یاد می‌آورد که مادرش اجازه چیپس و پفک خوردن به او نمی‌داد یا روزهایی که کیف و کفشش را پدرش با سلیقه خود می‌خرید و او باید تا یک سال تمام بدون اعتراض از آنها استفاده می‌کرد. ساحره امین خواه مادر نوجوان یی ساله اضافه می‌کند:«دوست ندارم پسرم آرزوی چیزی را داشته باشد که من هیچ‌وقت آنها را نداشته‌ام، چون به نظرم وقتی بچه می‌بیند همکلاسی‌هایش چیزی دارند که او از آن محروم است یا خوراکی‌هایی می‌خورند که او حق خوردن ندارد، عقده‌ای می‌شود.

تورج کریمی، پدر یک دختر بچه هم در این‌باره می‌گوید: «این مساله که بچه‌ها را به نه گفتن عادت بدهیم یا هرچیزی که خواستند تهیه نکنیم چون لوس تربیت می‌شوند، مورد تایید من نیست! این مساله نه امر فردی که رویه‌ای فرهنگی است، نمی‌توانید با کودکی خشک رفتار کنید و او را محروم بگذارید تا تضمین شود آینده‌ای موفق خواهد داشت. به نظر من برعکس بچه‌هایی که محرومند یا از ساده‌ترین ابزار و وسایل منع می‌شوند، احساسات جریحه‌دار شده‌ای دارند که سعی می‌کنند با رفتارهای پرخاشگرانه جبران کنند، مثلا حسرت بخورند، عقده‌ای شوند، پرخاش کنند و خلاصه چشم و دل سیر نباشند

مادر دیگری نیز که یک پسر بچه چهار ساله دارد، در این‌باره به نکته جالبی اشاره می‌کند و می‌گوید: «ببینید من از صبح تا غروب با بچه‌ها جر و بحث دارم که چه کاری خوب و چه کاری بد است، چه کاری را باید انجام دهند و چه کاری را نباید انجام دهند، این حرف‌ها تمام روزم را پر می‌کند.

دیگر توان مقابله با بچه‌ها را وقتی چیزی از من می‌خواهند ندارم، وقتی از جلوی مغازه‌ای می‌گذریم که یکی از آنها لجبازی می‌کند و چیزی می‌خواهد دیگری هم با او همساز می‌شود، آن وقت تا ی ساعت گریه و شیون می‌کنند و در خیابان آبروریزی راه می‌اندازند و دعوا و کتک هم وضعیت را بدتر می‌کند و ترجیح می‌دهم صدایشان را با خرید چیزی که می‌خواهند قطع کنم

او از روزی مثال می‌زند که مجبور شد تمام محتوای کیف پولش را برای خرید یک ماشین اسباب بازی بپردازد و می‌گوید: «می‌دانم این روش درست نیست اما چاره‌ای ندارم چون جنگ مغلوبه است

اگر شما والدین گرامی حداقل یک مورد از موارد زیر به نظرتان آشناست احتمالا بچه‌هایتان شما را به یک والدین بله قربان‌گو تبدیل کرده‌اند؛ اول این که حداقل یکی از اتاق‌های منزلتان شبیه مغازه اسباب بازی فروشی شده است.در هر ساعتی از شبانه روز تخت و تشک بچه‌ها مانند تشک ژیمناستیک یا کشتی یا شبیه یک مخفیگاه روی هم تلنبار شده است. فرزندتان لباس‌های مهمانی یا عید خود را قبل از رسیدن سال نو یا رفتن به مهمانی در مدرسه می‌پوشد.

پدر و مادرشان را مانند دوستان‌شان با اسم کوچک صدا می‌زنند. هر چیزی که دوست صمیمی فرزندتان دارد شما هم به هر طریقی که شده برای او فراهم کرده‌اید. بچه نوجوان‌تان آنقدر تا دیروقت بیدار می‌ماند که شما به او شب بخیر می‌گویید. آخرین جشن تولد فرزندتان بسیار مفصل‌تر و با جزئیات بیشتر نسبت به مراسم ازدواج خودتان بوده است. حیوانات مختلفی نظیر کبوتر، طوطی، جوجه ودر منزل دارید که همگی در اطراف شما و در کنار وسایل منزل لم می‌دهند.

بیشتر اوقات فراغت و ایام تعطیلی‌تان صرف منتظر ماندن برای خروج بچه‌ها و دوستانشان از شهر بازی، سینما، تئاتر ومی‌ شود. هزینه ارسال پیامک فرزندتان از صورت حساب ماهانه تلفن همراه شما بیشتر است. وسایل و تجهیزات سرگرمی و تفریحی فرزندان‌تان (مانند وسایل ورزشی، موسیقی و) تمام فضای انباری و حتی پارکینگ منزل را پر کرده است.

نه گفتن خیلی مشکل است

ra4-4810

خیلی از ما والدین ناخواسته به والدینی تبدیل می‌شویم که اثر معکوس تربیتی بر فرزندمان می‌گذاریم، هوشمند کنارکی، مشاور تربیتی و تحصیلی در مراکز پیش دبستانی و دبستانی درباره خطر ترسیدن از کنترل خواسته‌های کودکان و تن دادن به تمام نیازهای آنان توضیح می‌دهد: «خیلی از ما می‌ترسیم که گفتن مکرر نه و در نظر گرفتن محدودیت‌های بسیار منجر به سرکوب خلاقیت فرزندمان شود‌ یا این‌که میل نداریم محیط خانه را مانند برخی قدیمی‌ها مانند یک زندان اداره کنیم و می‌خواهیم فرزندمان در ابراز احساسات و عقاید کشف محیط اطراف و نیز آزمون و خطا‌های خودش آزاد باشد. درست است که کودک ما باید کشف کند تا بیاموزد اما برای حفظ او از خطرهایی که در مسیرش قرار دارند باید پاره‌ای محدودیت ایجاد کرد.

 حرف زدن کافی نیست، نمی‌توان فقط با صحبت کردن فرزند خود را به رفتار درست وادار کرد. اگرچه گفتگو با کودک در مورد مسائل اهمیت دارد، در بسیاری موارد انضباطی نمی‌توان به مذاکره و گفت‌وگو صحبت کردن با کودک به جای تعیین مجازات‌های متناسب با رفتار ناشایست او، سبب می‌شود که نه گفتن به صورت عملی بی‌نتیجه در آید و کودک فکر کند تا وقتی به خواسته‌اش تسلیم نشده‌اید می‌تواند به کار خود ادامه دهد.

براساس اصول روانشناسی نوین، اگر کودک بیاموزد که هر آنچه را طلب کرد ممکن است نتواند بلافاصله به‌دست آورد، شخصیتش بهتر و متعادل‌تر شکل می‌گیرد و او را در نوجوانی جوانی و بزرگسالی فردی منطقی، قدرتمند و مستحکم خواهید دید. به این ترتیب اهمیت ایجاد تعادلی مناسب بین برآوردن برخی ‌خواسته‌های کودک و عدم آن بیش از پیش نمایان می‌شود.

 

3 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *