大家

شعر کودکانه دویدم و دویدم

دویدم ودویدم

به یک سؤال رسیدم

کیه که توی دنیا

ماهی می ده به دریا؟

ادامه مطلب …

19

نکاتی در مورد کودک و تلوزیون

تماشای تلوزیون و برنامه کودک یکی از لذت های بزرگ و خوب و تاثیر گذار در کودکی است. اما هر چیز خوبی را در کنار مضرات و تاثیراتش باید بررسی و ارزیابی کرد. در این مطلب به نکاتی در مورد کودک و تلوزیون اشاره می کنیم.

ادامه مطلب …

148963

دستم را بگیر کوچولو!‌

پسرش که دنیا آمد؛‌ تپل و مپل بود عینهو یک پهلوان.‌.. یک رستم درست و حسابی.‌  از روزی که دنیا آمد وقتی پدر دستش را نوازش کرد؛ انگشتان کوچولویش را دور انگشت اشاره پدر گــره کرد. پدر ذوق زده به همه نشان داد:‌  ببینید میشه روش حساب کرد از حالا دستمو محکم گرفته!‌ مادر بزرگها و پدر بزرگها و خاله و عمه و عمو و دائی که همه تو بیمارستان جمع شده بودند ذوق زده بودند و شاد نگاهش می‌کردند.‌ بچه در آغوش زنش بود؛‌ به هم عمیق نگاه کردند و هر دو بالای سر نوزاد را بوسیدند…! ادامه مطلب …

hansel

هانسل و گرتل

نزذیک جنگلی بزرگ هیزم شکن با خانواده خود زندگی می کرد روزی نا مادری بچه ها را بیدار کرد و به جنگل برد و آنها را در جنگل رها کرد، در داستان زیبای هانسل و گرتل،

ادامه مطلب …

gorbe-chakmeposh

گربه چکمه پوش

در روزگاران قدیم آسیابانی فقیری زندگی می کرد که سه پسر داشت، روزی آسیابان مرد، آسیاب را به پسر بزرگ، الغ به پسر دوم و گربه به پسر سوم رسید، در کارتون گربه چکمه پوش،

ادامه مطلب …

bandangoshti

بند انگشتی

در داستان زیبای بند انگشتی، شبی بند انگشتی خواب بود وزغ بزرگی از پنجره بالا آمد و با دیدن بند انگشتی گفت چه دختر زیبایی اون می تونه همسر پسرم بشه صبح بندانگشتی خود را در میان دریاچه دید،

ادامه مطلب …

jadogar

جادوگر شهر اوز

دختری به نام دروتی با عموی خود زندگی می کرد روزی گردباد تندی بسمت مزرعه آمد طوفان کلبه را از زمین جدا کرد و …،

ادامه مطلب …

365214

طوطی و بقال

یک فروشنده در دکان خود, یک طوطی سبز و زیبا داشت. طوطی, مثل آدم‌ها حرف میزد و زبان انسان‌ها را بلد بود. نگهبان فروشگاه بود و با مشتری‌ها شوخی می‌کرد و آنها را می‌خنداند. و بازار فروشنده را گرم می‌کرد. ادامه مطلب …

125896

خرس و آدمیزاد

اژدهایی خرسی را به چنگ آورده بود و می خواست او را بکشد و بخورد. خرس فریاد می کرد و کمک می خواست, پهلوانی رفت و خرس را از چنگِ اژدها نجات داد. ادامه مطلب …

98752

پرنده نصیحتگو

یک شکارچی، پرنده‌ای را به دام انداخت. پرنده گفت: ای مرد بزرگوار! تو در طول زندگی خود گوشت گاو و گوسفند بسیار خورده‌ای و هیچ وقت سیر نشده‌ای. ادامه مطلب …